تفاوت "عشق" و "دوست داشتن"

 تفاوت "عشق" و "دوست داشتن"

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

عشق در اغلب دلها، در شکلها و در رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش را دارد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان زندگی میکند و بر آشیانه بلندش، روز و روزگار را دستی نیست ... دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و "دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست.

و آنگاه که عشق و دوست داشتن لازم و ملزوم یک پیوند ناگسستنی باشند

عشق همواره اهدا میشود؛ آزادانه، مشتقانه و بی چشمداشت، حتی اگر به چشم نیاید یا گرامی داشته نشود. با این استدلال که :
عشق نمی ورزیم که به ما عشق بورزند، آنگونه "عشق" می ورزیم که "دوست داشتن" را بمعنای واقعی تفسیر کرده باشیم ...

/ 2 نظر / 24 بازدید
بوسه

لبي در التهاب بوسه اي سوخت دلي دربي كران ناله اي سوخت كجا يي ماه تابان شب من سري درالتهاب سينه اي سوخت بيا تا جان به تن دارم تنم را نوازش ده كه دربي پردگي سوخت تو كز اشوب دل سر نسخه داري كه دل در اعتراف ساده اي سوخت ببر مي ميگساري كار من باد كه شايدفر به ضرب باده اي سوخت .........

mahtab

سلام متنی که نوشته بودیدو خوندم خیلی جالب بودیعنی همش حقیقت عشق آدمو به جنون میکشه ولی دوست داشتن آدموبه اوج میرسونه.ولی افسوس که دراین وادی نه عشقی هست ونه دوستداشنی